محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
115
اكسير اعظم ( فارسى )
علاج كلى صداع شركى بدان كه پيش از اين معلوم شده كه شركى گاه به مشاركت مطلقه و گاهى به مشاركت غير مطلقه مىباشد و گاه متأدى به كيفيت ساذجه از كيفيات اربعهء طبيعيه و يا كيفيت غريبهء رديه غير طبيعيه كه منسوب به سوى حر يا برد نيست مانند كيفيات سميه مىباشد پس گاهى در بعض اعضا خلط سمى ردى الجواهر مىباشد و كيفيت آن به سوى دماغ متأدى ميگردد و ايذا مىرساند و گاهى متأدى از مواد مواد غير غريبه در طبع خود مىباشد و اذيت آن به سبب كثرت كميت يا شدت كيفيت آن ميرسد و يا به سبب اين هر دو بسا است كه كيفيت موذيه متاديه سبب براى حصول ماده موذيه نيز ميگردد به دو وجه : يكى آنكه فاسد ميگرداند آن كيفيت مواد جيده را كه در نواحى دماغ مىيابد و غذاى جيد را كه به سوى آن ميرسد . دوم آنكه دماغ را قابل مواد رديه ميگرداند و اين قبول بر دو گونه است : اول قبول از جهت جذب از آن است ماند آنكه گرم گردد از آن دماغ پس منجذب گردد به سوى آن مواد به سبب گرمى آن . دوم قبول از ضعف مقاومت است و مقرر است كه عضو چون ضعيف گردد قبول مينمايد موادى را كه به سوى آن آيد و اعضاى مشارك رأس اول و لولى همه معده و رحم و انثيين است و بعد از آن حجب مانند حجاب حاجز صدر و غير آن پس مراق پس باقى اعضا مانند كبد و طحال و زهره و گرده و مثانه و پشت و ساق و قدم و مانند اينها و بيشتر صداع شركى نزد انتقال ماده از اورام اعضاى باطنى مشاركهء دماغ مىباشد چون حركت به سوى فوق نمايد . بالجمله به قول شيخ در جميع اصناف صداع به مشاركت اعضا واجب است كه اعتنا به عضو مشارك كرده شود و تنقيهء آن عضو نمايند بدانچه مخصوص او باشد و تبديل مزاج آن كنند و مع ذلك تقويت رأس به مقويات آن نمايند تا ماده را قبول نكند پس در ابتدا مقويات بارد مثل روغن گل مع سركه به عمل آرند . و اما بعد ابتدا اگر مواد حار يا كيفيت متاديه به سوى سر حار باشد مقويات بارده مسطوره مدام استعمال نمايند . و اگر بارد باشد به جاى او روغن بابونه مع روغن آس كنند يا روغنى كه در آن صمغ سرو گداخته باشند يا از برگ سرو و عصارهء او يا از اثل ساخته باشند به عمل آرند . و هرگاه از تنقيه و تعديل عضو فارغ شوند نظر كنند كه آيا اين عرض بنفسه مستحيل به مرض شده و يا سبب اين صداع در سر راسخ گرديده پس ماده و كيفيت دريافته به حسب آن عمل نمايند علاج صداع شركى معدى بايد كه اعتنا نمايند باصلاح غذا و آنكه مولد خلط مضاد خلط باعث مرض باشد پس اگر به سبب اخلاط بود واجب است كه اول مبادرت به تنقيه نمايند بدانچه بهر استفراغ هر خلط در امراض دماغى شركى معدى مفصل مسطور شده و در حالت تنقيه و بعد از آن باغذيهء لطيفهء محموده خفيف الهضم جيد الكيموس اغتذا سازند و بعد از آن حسب واجب به كيفيت ميل كنند و مع لك در آن تحليل و هضم و اطلاق باشد . و اگر غذاى مولد دم جيد مقارن كيفيت ماده يا كيفيت نفس معده نباشد غذاى محمود و مولد دو جيد را اختيار نمايند و بهتر آن است كه بعد دخول حمام خورند و در تخفيف بخارات كوشند پس اگر ماده صفراوى باشد بعد تنقيه آن بقى و اسهال تعديل او با تقويت دماغ به روغن گل يا روغن آس نمايند و قى كردن به خوردن ماهى تازه و بالايش نوشيدن آب برگ خيار و سكنجبين نيز انفع بود و هر صباح دو سه لقمهء نان به آب انار ترش يا آب غوره يا شربت آن و شربت انار ميخوش و ليمو و ريباس تناول كنند و خوردن فواكه قابضه مثل امرود و سيب و به نافع و سركه و گلاب و روغن گل بر سر گذارند . و ايضا تقويت رأس بروائح طيبه مثل صندل و كافور كنند و بهر اخراج صفرا نقوع حامض نيز نافع است و گاهى به مطبوخ فواكه و يا آب آلو و ترنجبين يا شربت آلو يا شربت تمر هندى و ترنجبين ده درم تليين طبيعت ميكنند و بعد تنقيه تطفيهء حرارت بمطفيات مذكور نمايند و تقويت معده بربوب قابضه مثل رب به ترش و انار و غوره و زعرور و ليموى كنند و تقويت دماغ به شمومات و لخالخ بارد مثل آب خيار و صندلين و گلاب و روغن گل و روغن نيلوفر و شير زنان و سركه و سعوط روغن بنفشه و نيلوفر و بادام و مانند آن و ضماد بصندل و برگ مورد و گل سرخ و نيلوفر و بنفشه و كدو و مانند آن با گلاب و بدانچه در صداع صفراوى گذشت بايد كرد تا مواد و ابخرهء مرتقيه را قبول ننمايد . و تدهين معده و سر به روغن سفرجل مسكن صداع حار شركى معدى است و به آبى كه در آن بابونه و برگ مورد و گل سرخ جوشانيده باشند بر سر نطول كنند و غذاى بارد سريع الهضم مقوى مثل چوزهء مرغ كه به آب انار يا آب حصرم يا آب سماق يا زرشك پخته باشند تناول كنند . و يا مزورهء تمر هندى بمغز بادام و كشمش و يا مزورهء ماش مقشر بمغز بادام و كشمش بخورند و خوردن نانى كه در سركه يا در رائب تر كرده باشند نيز مفيد . و كذا مزورهء انار ترش محلى بنان نقى و باقى علاج همان است كه در علاج امراض دماغى شركى معدى كه از صفرا باشد مسطور شد . ابن عباس گويد كه هرگاه صداع به سبب خلط مستكن در معده باشد مىبايد كه قى بدواى مخرج خلط نمايند پس اگر صفراوى بود بسكنجبين و نمك و آب گرم و يا بسكنجبين و ماء الشعير و قدرى نمك جريش و يا تخم خربزه و سرمق و خبازى و تخم شبت